تبليغاتX
zendegi zibast

zendegi zibast

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت 
خدا گفت دیگر تمام شد 
دیگر زندگی برای هردویتان مشکل شد
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است
و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد آسمان برایش کوچک
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 2:1 ] [ vahid ] [ ]


آدمهای ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند
 
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد
عمرشان کوتاه است، بس که هر کسی از راه می رسد
یا از آنها سوء استفاده می کند یا زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن به آنها می دهد . . .
آدم های ساده را دوست دارم
آنان بوی ناب “آدم” میدهند

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:1 ] [ vahid ] [ ]